چند روز پیش ها، از خواب که برخاستیم، چشم هایمان را مالاندیم و چیزمان را هم خاراندیم، سپس به این مهم دست یافتیم: همانطور که سیستم اِگو(فاضلاب) برای شهر مفید است، «لوگو» هم برای وبلاگ مفید است.
پس از آن که جیش فرمودیم و صبحانه لمباندیم [همان ساقه طلایی که شرحش در آینده به طور مبسوط خواهد آمد.] دست به کار شدیم تا لوگویی بسازیم، آنچنانی و به قول مرحوم شهید حاج سید حسین فضل: «چیزی به غایت در حد تیم ملی!»
القصه؛ هرچه هست و نیست، همین مدفوع زرشکی رنگیست که در بالا سمت چپ، مشاهده می فرمایید. از آنجایی که ما شدیدا اهل تفکر و فاین آرت از نوع پست مدرن و پری مدرن هستیم، دلایل و سیاست های پشت پرده ی انتخاب این لوگو را افشا می فرماییم:
اولا- در قالبی پولار و در عین حال ساده، با تضاد رنگی زرشکی ِ [...]ی و سفید تیتانیوم، نمایی از شخص ثالث را معرفی می فرماییم که به طور یواشکی و از زیر سایه ی کلاه ِ فیدورا، آمار ِ لنگ و پاچه و تنبان[ و مخصوصا ما فیها] تا سیبک گلو را می گیرد.
ثانیا- با مزومورف کردن رنگ کلاه و سایه با سر طاق وبلاگ، اصولا یک حال خاصی به مخاطب داده می شود.
ثالثا- از آنجایی که ما گرد و قلمبه می باشیم، دلمان می خواهد، لوگویمان چابک و زبر و زرنگ و سکسی باشد.
رابعا- چون ما خیلی خوبیم، لوگویمان هم خیلی خوب است.
خامسا- اصولا ما با این لوگو یک جور خاصی حال می کنیم.
سادسا- تازه عربی مان هم خوب است، اما «هفتمـا"» را بلد نیستیم.
پ ن 1: اصولا ما لوگو می گذاریم پس هستیم.
پ ن 2: اصولا نمی دانیم چرا، بعضی ها نظر می گذارند و به ما می گویند: «کثافت» و CBT را به شدت محکوم می کنند! از آنجایی که این افراد خیلی بد هستند و اوشانان خامپی هم هستند، ما رفراندوم برگزار می فرماییم تا معلوم شود که آنها راست می گویند یا ما و اصغر آقا و دایی عزیز و عمه کبری این ها.
پ ن 3: اصولا یک انسان ِ [...]خل و [...]مغز و [...]دست می شناسیم که هیچ کــَـس وبلاگ اش را نمی خواند از بس [...] شعر های غلیظ می گوید. برای ثواب در ماه مبارک رمضان، یک سر هم به ایشان(از ماورای فیلتر سیگار) بزنید.
پ ن 4: اصولا ما نه تنها لوگو نصب می فرماییم، بلکه رفراندوم هم برگزار می فرماییم تا خواهر و مادر آمریکای ِ [...] و [...] و جهانخوار را به شدت مورد تجاوز و آزار و سوء استفاده ی جنسی قرار دهیم؛ پس شک در ویتامین دار بودن ما، محلی از اِعراب ندارد.
پ ن 5: اصولا عرض کردند که گویا آمریکا، قصد مقابله به مثل دارد. از آنجایی که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، پس ما، اصغر آقا و دایی عزیز و شوهر عمه کبری این ها را هم می بریم تا یک حالی با خواهر و مادر آمریکا بکنند. تا ثابت شود که ما خوبیم و تک خوری هم نمی فرماییم.
پ ن 6: اصـولا بـنـده ی خـدایی آمد و عرض کرد که آمریــکا هم BDSM دوســت دارد، هم افــراد چــاق و گـــردالــو را! پـس «پ ن 4» را به شدت تکذیب می فرماییم.
پ ن 7: اصولا ما که «پ ن 5» را ننوشتیم و اصغر آقا و دایی عزیز و عمه کبری این ها را هم نمی شناسیم.
پ ن 8: اصولا گویا [...]، صرفا برای پی پی اندازی ساخته شده است، اما استفاده های دیگری هم دارد، گویا!
پ ن 9: اصولا این روز ها زمزمه می کنیم: «آخ... اگه بارون بزنه... وای... اگه بارون بزنه...»
پ ن 10: اصولا با تلاش بسیار توانستیم رکورد پ ن را بشکنیم...