یک روز از روز های خـدا
یک مرد از بین تمام مذکر های مخلوق خدا
سوار بر یکی از اسب های آفریده ی خـدا
در میان یکی از رود های همیشه جاری خدا
تــشنه می ایستد
تـشنه پُر می کند
تـشنه می آیـد
و
تـشنه می رود
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 1:36  توسط شخص اول
|